تبليغاتX
وقتی دوریم چقدر دل هایمان نزدیک است.....
رویای عشق.........!

 

اي كاش عشق را ميديدم

ناگاه انقدر ميگرييدم

كه خودش بخواهد سرگذشتم را

            سر گذشت اين دله بيچاره ام را

آنگاه ميگفتم كه چه كرد با من

  با دل منه بيزار از غم

كاش دلي داشت كه به رحم مي آمد

               و با من گام به گام همراه مي آمد

اما.........!!!اما لحظهاي به خواب رفتم

                        ديدم كه با من به سخن آمده و راه مي آيد

ميگفت كه بخواه از من هر آنچه را ميخواهي

                   از من كه تو را بنده ي خود ساخته ام

ولي من ز خوشحاليه هم صحبتي با او

                    دهانم بسته و ما ندم مبهوت به نگاه او

مينگريستم چشمانش را

       چشماني آشنا تر از عشق را

فرياد زدم كه تو عشق نيستي

                     تو همان معشوق من عشق دلم هستي

آنگاه بلند بلند خنديد

دلم ز خنده اش لرزيد

ميخنديد و ميچرخيد .......................!

لحظه اي جدي روبروي من به چشمانم نگريست

                                     گفت كه من همان عشقم ولي معشوق در نگاه تو

همه عشق را معشوق خود ميبينند مانند تو

                             چشمانم تاب نياورد و ز برق نگاهش گريست

در آغوش كشيدمش ولي ميدانستم كه معشوق من او نيست

                و باز او بلند بلند به فكر من خنديد

تا لب به سخن گشود همه جا تاريك شد

         صدايش مي امد ولي مبهم شد

من عشقم..........!                                 من همان معشوق تو"عشقم"

نميخواستم به دنياي خود آيم

         ولي ميدانستم كه ديگر بيدارم

چشمانم را گشودم ولي نه عشق بود و نه معشوق

                          ولي حالا باور دارم كه او همان معشوقم بود

اي كاش كه بازميگشتم و بار ديگر

  اورا در آغوش خود ميديدم

ولي افسوس كه من باز در دنياي تنهايي خود

       مانده ام تنها تر از تنهايي خود  

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 20:11 توسط فریبا |
عجب........!

سلام به همه ی دوستای خوبم...........!من امتحانام شروع شده و فکر نکنم تا بعد از امتحانام بتونم یه آپ خوشگل بکنم..........!اما به نظرم امتحانام بهانست..............!یه چیزی اینو بهم میگه.............!آره این صدای دلمه که نمیخواد الکی بهونه بیارم...........!ولی آخه دیگه باهام حرف نمیزنه نمیگه اونجا چه خبره............!نمیگه از چی انقدر ناراحته...........!شاید خیلی چیزا رو تحمل کرده و دیگه نمیتونه...................!آره مطمئنم............!شاید  اونقدر ناراحته که لج کرده و نمیخواد حالا حالاها حرف بزنه............!آخه اون کوچولو هنوز............!ولی من که همیشه حرفاشو گوش دادم اما نمیدونم چرا............!عجب دلم خیلی گرفته...........! اینه که منم که فقط حرفهایی که دلم میگه رو  اینجامینویسم پس مجبورم منتظر باشم................!

 

عاشق نه آن است که عشقش را به زبان آورد عاشق آن است که زبان چشمها رابداند...................!

عشق را به زبان آوردن هنر  عاشقی نیست عشق را در دل نهادن و با نگاه سخن گفتن هنر است....................!

 When You Miss Someone Day And Night! A beautiful 'Missing You' note for him.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:30 توسط فریبا |
ادعای عشق........!

 

For A Beautiful Day... Let these waves carry the words of your heart for your beloved.

 

ادعاي عاشق بودن كار ساده اي است.....................!

اما عاشقه واقعي كيست؟؟؟؟؟؟

دلم ميگويد دريا و هر كس كه دلي با وسعت دريا دارد...........!

چشمانم گواه اين حرف دلم هستند.........!

با چشمانم ديدم كه دريا چه زيبا عشقش را نثار ساحل ميكند................!

ديدم كه چه با غرور او را در آغوش ميكشد بي آنكه حتي لحظه اي به اين بينديشد يا بترسد از اينكه چشماني نظاره گر آن دو هستند........!

ديدم كه حتي لحظه اي از او دور نمي ماند و هر لحظه به سويش مي شتافت..............!

ديدم كه گاه به او ميرسيد و گاه تا نزديكيهايش ميرفت اما با اين حال مصمم تر پيش ميرفت................!

ديدم كه وقتي از دور ساحل را ميديد خروشان بر ميخيزيد و به سويش روانه ميشد..................!

درسته عاشق واقعي بودن كاري است كه شجاعت دريا و وسعت آن را ميطلبد..............!

ادعاي عاشق بودن كار ساده اي است.................!

خداوندا عشقي همچون عشق دريا و ساحل آن در دل عاشقان واقعي قرار ده................!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16:18 توسط فریبا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا